|
دو قاعده براي كشف معارف قرآن
1- هرجمله به تنهايي حاكي از حقيقت ثابتي است و با هريك از قيودش از حقايق جدا گانه ديگري حكايت مي كند : به عنوان مثال اين آيه را در نظر بگيريد :
"قُلْ اَللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في خَوضِهِمْ يَلْعَبُونَ" (سوره انعام آيه 91)
در اين آيه چهار معني وجود دارد كه به ترتيب از جملههاي "قُلْ اللهُ" و "قُلْ اَللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ" و "قُلْ اَللهُ ثُمَّ ذَرْهُم في خَوضِهِمْ" و "قُلْ اَللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في خَوضِهِمْ يَلْعَبُونَ" استفاده ميشود. به همين ترتيب در ساير مواردي كه قابليت چنين مطلبي را دارد مي توان معاني متعدد استفاده كرد .
2- هرگاه ذو معني يا دو داستان در قسمتي از جمله ها با يكديگر مشترك باشند بايد دانست كه هردو بازگشت به يك مبدأ مي كنند . تحت اين دو قاعده اسرار فراواني نهفته است .
دلايل عدم تحريف قرآن
قرآن تنها كتاب آسماني است، كه از دسترس اغيار به دور مانده، و همانگونه كه بر پيامبر اسلام (ص) نازل گرديده، در اختيار انسانها قرار گرفته است، برخلاف كتب انجيل وتورات000 كه در طول زمان دچار تغييرات فراوان شده و گردآوران آنها بسياري از مطالب را به آنها افزوده اند، به طوري كه كتب اهل كتاب (تورات و انجيل) پر است از مطالب ضد و نقيض و بي اساس كه از ساحت مقدس الهي به دور است و اما دلايل عدم تحريف قرآن عبارتند از:
1- آيه9 از سوره حجر كه فرمايد :"اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذَّكْرَ وَاِنّا لَه ُلَحافِظُونَ"
(ما اين قرآن را كه مايه تذكراست نازل كرديم و ما به طور قطع آن را حفظ خواهيم كرد)0
2- قرآن براي مسلمانان همه چيز بوده ، قانون اساسي، دستورالعمل زندگي، برنامه حكومت و000 پس روشن مي شود كه اصولا ًكم و زياد در آن امكان نداشته است.علاوه بر اين مسلمانان همواره در نمازها و در مسجد، خانه و ميدان جنگ و به هنگام روبرو شدن با دشمن به عنوان استدلال بر حقانيت مكتب، از آن استفاده مي كردند.
3- وجود حافظان يكي از دلايل ديگر عدم تحريف قرآن مي باشد. عدد حافظان قرآن به اندازه اي بود كه در تواريخ مي خوانيم: در يكي از جنگها كه زمان ابوبكر واقع شد چهارصد نفر از قاريان قرآن به قتل رسيدند و در داستان (بِئرمَعُونة) يكي از آباديهاي نزديك مدينه، و جنگي كه در آن منطقه در زمان حيات پيامبر اسلام (ص) اتفاق افتاد، عده زيادي از قاريان قرآن از اصحاب پيامبر ( در حدود 70نفر) به شهادت رسيدند. مسأله حفظ قرآن به عنوان يك سنت و عبادت بزرگ هميشه در ميان مسلمانان مطرح بوده و هست .پس قرآن يك كتاب متروك در گوشه خانه و يا مسجد كه گرد وغبار فراموشي روي آن نشسته باشد نبوده تا كسي از آن كم و يا بر آن بيافزايد.
4- وجود نويسندگان وحي، يعني كساني كه بعد از نزول آيات قرآن بر پيامبر آيات را يادداشت مي كردند، كه عدد آنها را از چهارده تا چهل نفر نوشته اند.
5- دعوت همه پيشوايان اسلام به قرآن موجود، قابل توجه اينكه بررسي كلمات پيشوايان اسلام نشان مي دهد كه از همان آغاز اسلام همه يك زبان مردم را به تلاوت و بررسي و عمل به همين قرآن موجود دعوت مي كردند و اين خود نشان مي دهد كه اين كتاب آسماني به صورت يك مجموعه دست نخورده، در همه قرون نخستين اسلام بوده است.
6- روايات ثَقًلَين كه با طرق معتبر و متعدد از پيامبر (ص) نقل شده، خود دليل ديگري بر اصالت قرآن و محفوظ بودن آن از هرگونه دگرگوني است، زيرا طبق اين روايت پيامبر (ص) مي فرمايد: " من از ميان شما مي روم و دو چيز گرانمايـه بـراي شما به يادگار مي گذارم: نخست قرآن، و ديگري اهلبيت من است كه اگر دست از دامن اين دو بر نداريد هرگز گمراه نخواهيد شد."
آيا اين تعبير در مورد كتابي كه دست تحريف به دامان آن دراز شده مي تواند صحت داشته باشد؟
7- علاوه برهمه اينها قرآن به عنوان يك معيار سنجش مطمئن اخبار صدق و كذب به مسلمانان معرفي شده است، و در روايات زيادي كه در منابع اسلامي آمده مي خوانيم كه اگر در صدق و كذب هر حديثي شك كرديد، آن را به قرآن عرضه كنيد. هر حديثي موافق قرآن بود، حق است و هر حديث مخالف آن نادرست است.
اگر فرضا ًتحريفي در قرآن حتي به صورت نقصان رخ داده بود، هرگز ممكن نبود به عنوان معيار سنجش حق از باطل و حديث درست از نادرست معرفي گردد.
قرآن تحدّي ( طلب معارضه) مي كند
قرآن خطاب به كافران مي فرمايد: هرگاه در آنچه بر بنده خود فرو فرستاديم در شك و ترديد مي باشيد سورهاي چون آن بياوريد و اگر به جا نياورديد و هرگز نخواهيد آورد از آتشي كه خداوند آن را براي كافران مهيا كرده است بپرهيزيد. ( سوره بقره)
در دوره جاهليت تحدّي ( معارضه طلبي) در زمينه قصائد و خطب رسم بود و آن را وسيله بزرگي و شهرت در مجامع عرب مي دانستند.قـرآن در چنان جامعه اي كه از لحاظ شـعر و آوردن كلام بليغ و فصيح بي نظير بودند همه مخالفان را دعوت به مبارزه و تحدّي مي كند كه اگر مي توانند حتي يك سوره مانند قـرآن بياورند تا براي همه ادوار تـاريخ روشن شود كه در محيطي كه كانون فصحاي عـرب بود از آوردن مانند آن عـاجز بـودند و عظمت و بزرگـي و شكوه قرآن بر همگان آشكار و هويدا گردد.
از جمله كساني كه در مقام معارضه با قرآن بر آمدند مسيلمه كذاب بود كه در زمان پيامبر (ص) در يمامه ميان طايفه بنيحنيفه مدعي نبوت گرديد در صورتي كه قبلاً اسلام آورده بود. در اينجا خالي از لطف نيست كه به بعضي گفته هاي او كه مي خواسته بدين وسيله با قرآن معارضه كند اشاره كنيم.
او مي گويد:" اَلْفيل مَا الْفيلْ وَ ما اَدْراكَ مَا الْفيلْ لَهُ ذَنْبُ وَ ثيلْ وَ خُرطُومُ طَويلْ"
يعني: فيل چيست؟ آن فيل، و از كجا مي داند كه فيل چيست، او را دمي تابيده و خرطومي دراز است.
در جاي ديگر گفته است:" يا ضَفْدَعْ بِنْتَ ضَفْدَ عَيْن نَقِيَ ما تَنْقِين نِصْفُكَ فِي الْماء وَ نِصْفُكَ فِي الطين لَا الْماءِ تَكْدِرينَ وَ لا الشّارِبَ تَمْنَعينْ"
يعني: اي قورباغه، دختر قورباغه، صدا كن آنچه صدا مي كني، نصف تو در آب و نصف تو در گل، نه آب را گِلآلود مي كني و نه آشامنده را منع مي نمايي.
تمامي سخنان وي سبك و از لحاظ نظم مضطرب و داراي معاني مبتذلي است كه نه تنها ياراي معارضه با قرآن عظيم را ندارد بلكه به وضوح، كوچكي و حقارت دشمنان اسلام و قرآن و عظمت و شكوه و وقار اسلام را در عرصه تاريخ به نمايش مي گذارد.
اعجاز قرآن
>در قرآن بيست نوع اعجاز وجود دارد:
1- اعـجاز از نظر بـلاغت و معـاني و حسن عبـارت كه مجموعـاً به فصـاحت بيـان تعبيـر مي شود.
2- اعجاز قرآن از نظر معاني، قرآن معاني بلند و مطالب پيچيده را در يك عبارت كوتاه بيان فرموده كه هيچكس قادر به بيان آن نيست و آيات قرآن همه دليل بر صحت اين ادعاست و انتخاب آيه اي از بين آنها و ترجيح آن بر ساير آيات امكان ندارد مگر اينكه از نظم كمّيت ذكر شود مانند: ( وَ قيلَ يا اَرْضُ ابْلِعي ماءَك) و ساير آيات نظير اين آيه.
3- اعجاز از نظر شيوه و اسلوب و حفظ اعتدال.
4- اعجاز قرآن از نظر كثرت معاني كه بشر قادر به ايراد آن نيست.
5- اعجاز قرآن از نظر جمع علوم كه بشر به آن احاطه ندارد.
6- اعجاز قرآن از نظر برهان و دليل بر توحيد.تمام آيات الهي در قرآن دال بر توحيد و يگانه پرستي است.
7- اعجاز قرآن از نظر اخبار گذشته و آينده و قصص امتهاي گذشته.
8- اعجاز قرآن از نظر علم غيب و احاطه بر اخبار و منويّات و انديشه و افكار انسانها.
9- اعجاز قرآن از نظر خبر دادن از ضمائر قلوب مردم كه جز خدا كسي را بر آن و قوف نيست.
10- اعجاز قرآن از نظر متانت الفاظ كه جمع بين جَزيل (پيچيده) و سهل كرده.
11- اعجاز قرآن از نظر تلاوت و پنج خصلت در آن.
12- اعجاز قرآن از نظر نقل الفاظ مُنزله و معاني، كه فرشته از خدا گرفته و رسول خدا تلفظ كرده و به امت ابلاغ فرموده است.
13- اعجاز قرآن از نظر معاني مختلف و نزديكي معاني به منظور و مقصود و اقران نظاير آن صور مختلف مانند:و عدو و عيد ،ترغيب و ترهيب، ماضي و مستقبل، قصـص و مَثَل، حكم و جَدَل، مطلوب و غير متنافر
14- اعجاز قرآن در اختلاف آيات كوتاه و بلند كه در عين بلندي يا كوتاهي از اسلوب و اعتدال خارج نشده و در وزن كلام منظوم و عبارات منثور اعتدال لفظ و معني و كلمات و آيات از دست داده نشده است.
15- اعجاز قرآن از نظر كثرت تلاوت، كه هر اندازه قرآن بيشتر تلاوت گردد نه از فصاحت آن در ذوق سليم كسر مي شود و نه ملالت مي آورد و هر چند بيشتر قرائت شود طبع بشر مايلتر به تلاوت و فهم آن است. گويا هر دفعه كه يك آيه تلاوت شود بارقه اي از نور علم و دانش بر قلب قاري تابش مي كند كه در سابق نظير نداشته است.
16- اعجاز قرآن از نظر تسهيل قرائت در همه السنه ( زبانها) و لهجه هاي متنوع.
17- اعجاز قرآن از نظر ترتيب كلام، در سخن گفتن نثر، در قدرت هر گوينده هست و مرتبه شعر بالاتر است. كمتر كسي مي تواند سخن فصيح منثور بگويد. قـرآن در حال نثـر و بيان مطالب ساده به قدري داراي انسجام و استحكام الفاظ و معاني و جملات و حفظ ارتباط و اعتدال است كه نظيري براي آن متصور نيست.
18- اعجاز قرآن از نظر زيادي الفاظ زيادي و تغيير كلمات و گوناگون آوردن الفاظ از همه مشتقات ادبـي.
19- اعجاز قرآن از نظر عجز معارضه (ناتواني مقابله كردن ) ملل گوناگون با آن كه هر چند كوشش و پشتيباني از يكديگر كردند نتوانستند حتي يك آيه نظير آن بياورند.
20- اعجاز قرآن از نظر انصراف معارضه ( مقابلهكردن) بشر با آن، همين كه فصِحاء خود را قادر به مقابله با قرآن ندانستند و تسليم شدند.
|