بسمالله اي روحالبقابسمالله اي شيرينلقا
بسمالله اي شمسالضحيبسمالله اي عيناليقين
اي هوش ما از خود برووي گوش ما مژده شنو
وي عقل ما سرمست شواي چشم ما دولت ببين
حمد و سلام
«سپاس و ستايش خدايي را كه اين كتاب آسماني را بر بندة خود فروفرستاد و هيچگونهكژي در آن ننهاد ــ كتابي مستقيم و نگهبان و ناظر ــ تا ناصالحان را از عذاب سختي ازجانب خود بيم دهد و صالحانِ مؤمن را به پاداش نيكو بشارت دهد.» «و در حقيقتقرآني كه ارجمند و كريم است، در كتابي نهفته كه جز پاكان را بر آن راهي نيست»؛ و«سلام و درود بر آن بندگان برگزيدهاش»، محمد و آل او: ــ همانان كه «به ارادة الهياز هر پليدي و نقصي پاكاند و پاكيزه»، آنان كه «راسخان در علم و حقيقت وحياند.»
قرآن
قرآن كتابي كه بعد از «ده صحيفهاي كه بر آدم(ع)، پنجاه صحيفهاي كه بر شيث(ع)،
سي صحيفهاي كه بر ادريس، ده صحيفهاي كه بر ابراهيم و تورات و انجيل و زبور» نازلشد برترين و كاملترين و آخرين آنهاست.
حجّيّت و اعتبار و دلالتش قاطع و روشن است و با آن براي هيچ كس عذر و بهانهاينميماند؛ زيرا قرآن بيّنه و برهان است.
ميزان و محور راستي و حقيقت است و ساير آراء و مذاهب را با آن ميسنجند؛ زيراقرآن قول فصل است.
ذكر ثابت و دايم و كثيرالبركات است، كه هم مؤمن از آن بهرهمند است و همتأمينكنندة آسايش كافر در جامعة بشري است؛ زيرا قرآن ذكر مبارك است.
افراد انساني را به خير متذكر ميشود، به گونهاي كه قلبهايشان ميل به نيكي و خيرپيدا ميكند؛ زيرا قرآن موعظه است.
رذايل روحي را كه موجب شقاوت و محروميت انسان از خيرات دنيا و آخرت استزايل ميكند؛ زيرا قرآن شفاي صدور است.
سعادت حيات انساني را با مظاهر مختلفش به شايستگان عرضه ميكند؛ زيرا قرآنرحمت براي مؤمنان است.
نامهاي محكم و نفوذناپذير است كه نه اخبار گذشتة آن نادرست بوده و نه خبرهايغيبي و آيندة آن باطل است. كتابي فروفرستاده از كسي است كه صنعتش در تكوين متقنو در تشريع محكم و خود ستودهصفات است؛ زيرا قرآن كتاب عزيز است.
و سرانجام اينكه با لطف و مدارا به راه مطلوب هدايت ميكند و انسانِ پذيرا را بهآنجا كه بايسته و شايستة اوست ميرساند؛ زيرا قرآن هدايت است.
نردبان آسمان است اين كلامهر كه از آن بررود آيد به بام
ني به بام چرخ كان اخضر بودبل به بامي كز فلك برتر بود
كتاب زندگي
قرآن كتابي مردمي و همگاني است و عموم اهل عالم را بصيرت و بينايي است. ازاين رو، خداوند آن را براي خواندن آسان كرده است. سفرهاي است كه خدا آن را برايهمة طبقات بشر پهن كرده است. بهراستي كه قرآن سفرة رحمت رحيميّة الهيه است كهفقط براي انسان گسترده شده است. طعام اين سفره غذاي انسان است كه به ارتزاِ آنمتخلّق به اخلاِ ربوبي و متّصف به صفات ملكوتي ميشود و هيچ كس از اين سفرهبيبهره برنميخيزد؛ مگر اينكه مريض و بياشتها باشد. البته او بيبهره خواهد بود،بلكه چون از مسير فطرت خويش فاصله ميگيرد، در خسران و زيان بيشتر ميافتد.
قرآن كتابي است كه در تمام شئون انسان مداخله كرده است كه آن بيان همه چيزاست: هم در مبدأ و معاد و خلق و ايجاد، هم در فضايل اخلاقي و عموميانسان. قوانين اجتماعي و فردي حاكم بر نوع انسان را به وضوح بيان كرده است و هيچمطلب كوچك و بزرگي از نظرش مخفي نمانده است.
قصص و مطالب عبرتانگيز و مواعظ و نصايح خود را با بياني معجزهآسا و جذاب واثرگذار آورده است و همة مردم دنيا را دعوت كرده تا مثل آن را بياورند. و توراستكه بگويي قرآن ادبستان الهي است كه همان دبستان و مكتب و مدرسه است كه جايتأديب و تربيت است. از اين روست كه انگيزة بعثت تأديب و تزكيه است براي فهم كتابو حكمت به وسيلة تلاوت اين كتاب و نشاندن خلق بر كنار سفرة گستردة الهي.
هر گه به گوش جان رسد آواي قرآنجان را نوازد صوت روحافزاي قرآن
گويي سرود عالم غيب الهي استاين رهگشا نورآفرين آواي قرآن
دشتي است پرگل سورههاي روحبخششعطر بهشي خيزد از گلهاي قرآن
با آيههاي عشق اين عالم بهشت استدنيا جهنم ميشود منهاي قرآن
سيري است از خود تا خدا گر بازخوانييك شب حديث ليلةالاسراي قرآن
شيرين پيام محكم عشق است و عرفاندر لابلاي واژة زيباي قرآن
قرآنيشدن
با اينهمه رحمت و فرصت و فضيلت بايد اين «واقعيت تلخ را پذيرفت كه هنوز قرآن درجامعة ما يك امر عمومي نشده؛ و شايد هنوز هم، چون عصر صدر اسلام، قرآن درمهجوريت است.» اما راه رهايي قرآن از مهجوريت چيست؟ براي قرآنيشدن چه بايدكرد؟ «در گام اول بايد جوانان و نوجوانان را با متن و ترجمة قرآن آشنا كرد و از شربتگوارا و حياتبخش قرآن به ذائقة آنان چيز چشانيد. كار دوم رفتن به سمت فهم قرآناست. حفظ قرآن قدم بعدي است كه هر كس توفيق پيدا كند يقيناً خير كثيري به دستآمده است.»؛ و «از اين مسير است كه رابطة ما با قرآن روز به روز مستحكمتر ميشود.قرآن وارد خانهها ميشود و خانههاي ما را پُر و آباد ميكند، زيرا خاليترين خانههاخانهاي است كه از كتاب خدا خالي باشد»؛ و قرآني ميشويم ــ قرآني به معناي حقيقيكلمه؛ زيرا قرآني كسي است كه آيات قرآن را شمرده و با دقت تلاوت كند، در معاني آنبينديشد، به احكام آن عمل كند، فرمانهايش را به جان و دل بپذيرد، و از آنچه نهي كردهخودداري كند. چنين شخصي صاحب و مصاحب قرآن است. بدين ترتيب، قرآن زندگيمادي و دنيايي او را سامان ميدهد، او را از مرگ به زندگي از يأس به اميد از كسالت بهنشاط از سكون به حركت و از ذلت به عزت رهنمون ميشود.
مرحلة ششم آيههاي زندگي
بجا بود كه در اين نوبت ششم تأليف كتاب و برگزاري طرح سراسري آيههاي زندگيبراي شناخت قرآن، اين گنج بيپايان الهي، به سراغ خود قرآن برويم و قرآن را از زبانقرآن و در آن بشناسيم؛ چه اينكه ما را توانايي شناخت و معرفت اين كتاب مقدسنيست، مگر به مدد آن.
فصول اين كتاب
محدوديت اين مرحله در 80 موضوع براي عرضه در ماه مبارك رمضان ومحدوديتآوردن در دو صفحه موجب محروميت ما از طرح بسياري از توضيحات وآيات و روايات گرديد. در عين حال، اين مجموعه را در هفت فصل تقديم ميكنيم. فصلاول اوصاف قرآن است، كه بيان اوصاف براي شناسايي موصوف بسيار مفيد و بااهميتاست. خداوند در قرآن در دهها آيه و با حدود 50 اسم و عنوان كتاب خود را وصف كردهاست؛ نظر به اينكه قرآن از آسمان نازل شده و دهها آيه نيز در اين باره است، فصل دوم رابه بحث دربارة نزول قرآن پرداختهايم. در فصل سوم، ويژگيهاي قرآن و خصوصياتي ازقبيل اعجاز، جامعيت و جاودانگي آمده است. چون قرآن از عصر نزول تا كنون بادشمنان سرسخت و شبههافكن مواجه بوده است، فصل چهارم در بيان فشردة دشمنانقرآن و ادعاهاي پوچ آنان است. عنوان فصل پنجم «پيامبر9 و قرآن» است؛ زيرامخاطب اولية قرآن پيامبر اكرم9 بوده و قرآن اولبار بر قلب شريف آن حضرت نازلگشته است. فصل ششم با عنوان «ما و قرآن» در بيان شيوة بهرهگيري انسان از قرآن است،تحت دو عنوان فرعي «آداب ظاهري» و «آداب باطني»؛ زيرا هدف از نزول قرآن هدايتانسان است و مخاطب اصلي آن انسانها هستند. در فصل پاياني نيز، سخن از آثار وبركات انس با قرآن كريم است، با عنوان «قرآن و ما». شايان ذكر است كه اين مجموعهحلقهاي از طرح چندرسانهاي آيههاي زندگي است و نگاه غالب در آن نگاه رسانهايبوده است.
رمضان: بهار قرآن، قرآن: بهار دلها
فرصت بيبديل ماه مهماني خدا و ماه نزول قرآن، ماه دربردارندة شبهاي عظيم و مباركقدر و ماه بهار قرآن، براي پرداختن به قرآن، اين بهار دلها، فرصتي مغتنم و عزيزاست.
باز بوي مهرباني ميرسدباز فصل ميهماني ميرسد
فصل فصل بهترين آغازهاسترازها در معرض ابرازهاست
فصل فصل سبز از بُن رُستن استدل به اقيانوس قرآن شستن است
بذرهاي عشق حاصل ميدهندآيهاي را اجر كامل ميدهند
خواستاران را به بالا ميبرندتا شب احياي دلها ميبرند
اي خوشا بيداري شبهاي قدرآبشار جاري شبهاي قدر
حكايت ثقلين
پيوند قرآن و عترت پيوندي ازلي و ابدي و هميشگي است، چه آنكه در اصل و ذات ازيك جوهر و نورند. چون يك روح در دو كالبد، در حشر و نشر و قيامت نيز، آن دو به همپيوستهاند؛ و بر اساس اين سخن آسماني و محكم و همچون قرآن پيامآور الهي، در كنارحوض كوثر، به محورشان پيامبر9 بازميگردند. از اين رو بود كه حضرتش امرفرمودند كه «به قرآن و آل محمد اقتدا كنيد و آنان را امام خويش گردانيد.»؛ و همگان راندا درداد كه «آي مردم، من از ميانتان ميروم و شما در كنار حوض كوثر به من واردميشويد؛ و آن هنگام است كه از شما ميپرسم بعد از من با ثَقَل اكبر، كتاب خدا كه يكطرفش در دست خدا و طرف ديگرش در دستان شما بود، و با خاندانم چه
كرديد؟» و آن عزيزان خدا نيز پيوسته اين امر مهم را متذكر ميشدند كه «ما حزب پيروز خدا وعترت رسول خدا(ص)و اهل بيت پاك ايشان هستيم. ما يكي از ثقلين هستيم كه رسولخدا در امتش به امانت نهاد. همراه كتاب خداييم كه تفصيل هر چيزي در آن است و ازپيش رو و پشت سر باطل به آن راه نمييابد. پس در تفسير آن بايد به ما اطمينان كنيد. ماتأويل آن را با گمان دريافت نميكنيم، بلكه به حقايق آن يقين داريم پس از ما پيروي كنيدكه طاعت ما واجب است، زيرا در كنار طاعت خداوند و رسولش بيان شده است.» ازاينها و صدها سخن متقن مانند آن بود كه بر آن شديم تا همراه با طرح و بيان آيات وموضوعات قرآني، باب حكايت ثقلين را بگشاييم تا به فراخور آيات و ظرفيت اوراِ،پيوند اين دو ثَقَل را حكايت كنيم. اميد آنكه با تمسك به اين دو وديعة نبوي هرگز رنگگمراهي و ضلّت را نبينيم و همنشين صاحب امانت در جوار كوثرِ محشر شويم.
بياييد در مزرعة قرآن كشت كنيم
«روز قيامت ندا ميدهند كه هر كشاورزي گرفتار آفتي ميشود، جز آنان كه در مزرعةقرآن كشتند. پس بياييد در زمين قرآن كشت كنيم»؛ و بدانيم كه هر كس كه خداوند بهنعمت اسلام و فهم قرآن مفتخر ساخت، ولي او احساس بدبختي كرد، واقعاً بدبختاست. تا روز قيامت مهر بدبختي بر پيشاني او زده ميشود. 'بگو مؤمنان تنهابه فضل ورحمت خداوند شاد شوند، نه به مال و مقام كه آن بهتر از هر چيزي است كهمياندوزند.`»
از اين رو، در كنار دهها فرمان و سفارشي كه به تعليم و تعلم و ترويج و تبليغ و تلاوتو حفظ و كتابت و قرائت قرآن و تدبّر در آن و انس با كلام الهي وارد شده است، غلمان وحوريان و ديگر نعم بهشت برين را به همراه تاج كرامت به آن كس وعده دادهاند كهفرزندش را قرآن و بصيرت در دين و ولايت پيامبر و وصياش و خاندانش بياموزد. پسبجاست تا فرصت به دست آمده در فضاي جمهوري اسلامي و درماه ميهماني الهي راغنيمت شمريم و خود و عشيره و قبيلةمان را با آيات نوراني حضرت نور منوّر كنيم.
سپاس و اعتذار
سپاس از همةمؤمنان و فضلا و علماي بزرگوار، عزيزاني كه با دعاي خير خويش موجبادامة اين توفيق براي اين حقير شدند. سپاس فراون از محققان و انديشمنداني كه ازنوشتهها و يادگارهايشان در تأليف اين كتاب بهره برديم، بهويژه بزرگاني كه با نظارت وراهنمايي موجب غناي اين مجموعه شدند: حضرت آيتالله محمد محمدي ريشهري،استادان آقايان سيدمهدي فاطميان و سيديوسف علوي عدالتي و محمدتقيفياضبخش و دكتر مجيد معارف و حجةالاسلام محمدرضا مشايخي و محمدحسينمحمدزاده؛ و تشكر و سپاس از آقاي دكتر حسين ساري در هموار كردن اين راه پرخير وبركت و پشتيباني از طرح «آيههاي زندگي» در اين مرحله و مراحل گذشته؛ و نيز تشكر وسپاس فراوان از جناب حجتالاسلام وليالله بيات و آقايان فرهاد مؤيد بهارلو ومحمدباقر شمسيپور و محمدرضا خالقي و مسعودرضا خالقي، كه در توليد اين اثرياريمان كردند كه براي خدا بوده است كوشششان و بر خداست پاداششان.
نيايش
«خدايا، همچنان كه قلبهاي ما را براي نگهداري قرآن شايسته ديدي و فضل و بزرگي آنرا به ماشناساندي، پس بر محمد، كه مردم را بدان پند داد، و آلش، كه گنيجنهداران آناند،درود فرست و ما را از كساني قرار ده كه قرآن را از جانب تو ميدانند تا در ايمان ما
شكيراه نيابد و از راه راست منحرف نشويم. «خدايا، بر محمد و آلش درود فرست و ما را از كساني قرار داه كه به ريسمان قرآنچنگ ميزنند و از شبهات و ابهامات به سنگر محكم آن پناه ميبرند و در زير ساية بالآن، آرام ميگيرند و در پرتو نورش، هدايت ميشوند و به فروغ و روشني او اقتدا ميكنندو از مشعل او
نور ميگيرند و از غير او هدايت نميطلبند. «بارخدايا... قرآن را دستاويز رسيدن به والاترين منازل كرامت و بزرگي و نردبانيبراي رسيدن به جايگاهِ سلامت و بيگزند بهشت و سببي براي رهايي از عذاب قيامت ووسيلهاي
براي اقامت بر نعمت فراوان بهشت قرار ده. «خداوندا، بر محمد و آلش درود فرست و به وسيلة قرآن، بار سنگين گناهان را ازدوش ما بردار و خصال نيكوكاران را به ما عطا فرما و ما را پيرو آناني گردان كه در ساعاتشب و آغاز و انجام روز به عبادت تو برميخيزند. آن را وسيلة پاكي ما قرار ده و ما را تابعكساني
قرار ده كه از روشني قرآن بهرهمند شدهاند... «بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست و قرآن را براي ما در تاريكيهاي ترسآورِشب مونس و آشنا قرار ده
و از نيرنگ و وسوسههاي شيطان نگهداري فرما... «خدايا، بر محمد و آلش درود فرست و آراستگي و نيكي و ظاهر ما را با قرآن پابرجاگردان و صفحة انديشة ما را از وسوسهها پاك كن و آلودگي دلهاي ما را به قرآن بشوي وبند بار سنگين گناه را از ما بگسل و پريشاني كارهاي ما را سامان ده و در آن هنگام كهموقف عرضة اعمال و صفبستن در پيشگاه توست، سوز تشنگي ما را به قرآن فرونشانو در سهمناكترين روز، كه رستاخيز است،
به سبب قرآن جامة امان بر ما بپوشان. «خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و به سبب قرآن تنگدستي ما را جبران كن،به گونهاي كه محتاج نباشيم؛ و به بركت قرآن، آسايش زندگي و فراواني روزي نصيب ماكن و از سرشت بد و خوي زشت بركنارمان دار و از پرتگاه كفر و انگيزههاي نفاِ ودورويي نگاهدار تا در روز رستاخيز، قرآن ما را به سوي خشنودي و بهشت تو بكشاند ودر دنيا از خشم و نافرماني تو بازدارد و در نزد تو گواهي دهد كه ما حلال آن
را حلالدانستيم
و
حرام آن
را حرام دانستيم.»
حسين
اسكندري
تهران مهر
1384
اول
رمضانالمبارك 1426
|
|