پنجشنبه - 07 مرداد 1389  
WWW.RADIOQURAN.IR
© 2003-2004 - All rights reserved by IRIB
جستجو کن
 صفحه اصلی > آيه هاي زندگي > آئين بندگي

 

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

شكر و سپاس‌ و منّت‌ و عزّت‌ خداي‌ راپروردگار خلق‌ و خداوند كبريا
دادار غيب‌دان‌ و نگهدار آسمان‌رزّاِ بنده‌پرور و خلاّ رهنما
اقرار مي‌كند دو جهان‌ بر يگانگيش‌يكتا و پشت‌ عالميان‌ بر درش‌ دوتا
گوهر ز سنگ‌ خاره‌ كند لؤلؤ از صدف‌فرزند آدم‌ از گِل‌ و برگ‌ گُل‌ از گيا
سبحان‌ من‌ يُميت‌ و يُحيي‌ و لا اله‌الاّ هو الّذي‌ خَلَق‌ الارض‌َ و السماء
باري‌ ز سنگ‌ چشمة‌ آب‌ آورد پديدباري‌ از آب‌ چشمه‌ كند سنگ‌ در شتا
گاهي‌ به‌ صنع‌ ماشطه‌ بر روي‌ خوب‌ روزگلگونة‌ شفق‌ كند و سرمة‌ دُجا
درياي‌ لطف‌ اوست‌ وگرنه‌ سحاب‌ كيست‌تا بر زمين‌ مشرِ و مغرب‌ كند سخا
أنشأتنا بلُطفك‌ يا صانع‌الوجودفَاغفِرلَنا بفَضلِك‌َ يا سامع‌َ الدّعا
ارباب‌ شوِ در طلبت‌ بي‌دل‌اند و هوش‌اصحاب‌ فهم‌ در صفتت‌ بي‌سرند و پا
شبهاي‌ دوستان‌ تو را انعم‌الصباح‌وان‌ شب‌ كه‌ بي‌ تو روز كنند اظلم‌المسا
ياد تو روح‌پرور و وصف‌ تو دلفريب‌نام‌ تو غمزه‌اي‌ و كلام‌ تو دلربا
و اما بعد، به‌راستي‌ كه‌ در عالم‌ حقيقت‌ و معنا هيچيم‌ و پوچ‌، اگر قرآن‌ را برپانداريم‌:«قُل‌يا اَهل‌َ الكِتاب‌ِ لَستُم‌ عَلي‌' شَي‌ءٍ حَتّي‌' تُقيمُوا التَّوري'ة‌َ وَ الاِنجيل‌َ وَ ما اُنزِل‌َ اِلَيكُم‌ مِن‌رَبِّكُم‌.» ايمان‌ و حيات‌ طيّبة‌ مادّي‌ و نجات‌ ابدي‌ پيروان‌ انبيا عموماً، و رهروان‌ قرآن‌خصوصاً، در گرو احياي‌ حقايق‌ِ وحي‌ و تعظيم‌ و تكريم‌ عيني‌ و عملي‌ آيات‌ قرآن‌ كريم‌ است‌.
اينكه‌ گفتيم‌ حيات‌ طيّبة‌ مادّي‌، چون‌ فرموده‌: «وَ لَو اَنَّهُم‌ أَقامُوا التَّوري'ة‌َ وَ الاِنجيل‌َ وَ مااُنزِل‌َ اِلَيهِم‌ مِن‌ رَبِّهم‌ لاََكَلُوا مِن‌ فَوقِهِم‌ وَ مِن‌ تَحت‌ِ اَرجُلِهِم‌.» و اينكه‌ گفتيم‌ نجات‌ ابدي‌،چون‌ فرموده‌: «وَ لَو اَن‌َّ اَهل‌َ الكِتاب‌ِ 'امَنُوا وَ اتَّقَوا لَكَفَّرنا عَنهُم‌ سَيِّـئاتِهِم‌ وَلاََدخَلنـ'هُم‌ جَنّات‌ٍالنَّعيم‌»؛ و اساساً بهانة‌ حيات‌، چه‌ مادّي‌ و سفلاي‌ آن‌ و چه‌ معنوي‌ و عُلواي‌ آن‌، مِن‌ اَوَّلِه‌ِاِلي‌' 'اخِرِه‌ِ وَ مِن‌َ البَدو اِلَي‌ الخَتم‌ِ، كساني‌ جز مؤمنان‌ متقي‌ و صالحان‌ خدايي‌ نيستند كه‌ «اِنَّه‌ُيَبَدؤُا الخَلق‌َ ثُم‌َّ يُعيدُه‌ُ لِيَجزِي‌َ الَّذين‌َ 'امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ بِالقِسط‌ِ» و عالَم‌ بي‌مُنتهاي‌آخرت‌ پاداش‌ عادلانة‌ آنان‌ است‌.
و چرا چنين‌ نباشد، در حالي‌ كه‌ خداوند همگان‌ را به‌ عبوديت‌ خويش‌ فراخوانده‌ وآن‌ را مسير تقوا ناميده‌ است‌: «يَا اَيُّهَا النّاس‌ُ اعبُدُوا رَبَّكُم‌ُ الَّذي‌ خَلَقَكُم‌ وَ الَّذين‌َ مِن‌ قَبلِكُم‌لَعَلَّكُم‌ تَتَّقون‌َ» و تقوا را وسيلة‌ كرامت‌ عنداللّه‌ قرار داده‌ است‌ كه‌ «اِن‌َّ اَكرَمَكُم‌ عِندَ اللهِاَتقي'كُم‌».
و اگر عبوديت‌ را اصلاح‌ رابطة‌ خويش‌ با مقام‌ ربوبيت‌ بدانيم‌، اين‌ جز با تمسك‌ به‌قرآن‌ و اقامة‌ فرايض‌ ممكن‌ نيست‌: «وَ الَّذين‌َ يُمَسِّكون‌َ بِالكِتاب‌ِ وَ اَقامُوا الصَّلو'ة‌َ اِنَّا لانُضيع‌ُاَجرَ المُصلِحين‌َ» و تمسك‌ به‌ قرآن‌، كه‌ عبوديت‌ است‌، يعني‌ رعايت‌ حدود ربوبي‌ كه‌همان‌ دين‌ خدا و اطاعت‌ و پيروي‌ از نماد كامل‌ دين‌ كه‌ شخص‌ شخيص‌ رسول‌ خدا9است‌ و فرجام‌ نيك‌ و جايگاه‌ موعود و كاميابي‌ بزرگ‌،كه‌ بهشت‌ جاويدان‌ الهي‌ است‌،پاداش‌ رهروان‌ اين‌ طريق‌ است‌: «تِلك‌َ حُدودُ اللهِ وَ مَن‌ يُطِع‌ِ اللهَ وَ رَسولَه‌ُ يُدخِله‌ُ جَنّات‌ٍتَجري‌ مِن‌ تَحتِها الاَنهارُ خالِدين‌َ فيها وَ ذ'لِك‌َ الفَوزُ العَظيم‌ُ» و مهجور گذاشتن‌ قرآن‌، كه‌تخلف‌ از برنامة‌ عبوديت‌ و موجب‌ جهل‌ به‌ حدود الهي‌، يعني‌ دين‌ خدا و ستيزِ
رفتاري‌ با رسول‌ خدا(ص) است‌، فرجام‌ شوم‌ و عذاب‌ خفت‌آور را نصيب‌ انسان‌ مي‌كند:
«وَ مَن‌ يَعص‌ِ اللهَ وَ رَسولَه‌ُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَه‌ُ يُدخِله‌ُ ناراً خالِداً فيها وَ لَه‌ُ عَذاب‌ٌ مُهين‌ٌ.»
و اما ما در كجاي‌ اين‌ قصه‌ايم‌؟ در اين‌ سوييم‌ كه‌ فرمود: «يُمَسِّكون‌َ بِالكِتاب‌» يا در آن‌ سو كه‌ فرمود: «لَستُم‌ عَلي‌' شَي‌ءٍ.» با شرمندگي‌ بايد گفت‌:
منزل‌ و مقصود قرآن‌ ديگر است‌رسم‌ و آيين‌ مسلمان‌ ديگر است‌
در دل‌ او آتش‌ سوزنده‌ نيست‌مصطفي‌ در سينة‌ او زنده‌ نيست‌
و اگر مدد او به‌ كارمان‌ نيايد، هيچيم‌ و پوچ‌:
جهان‌آفرين‌ گر نه‌ ياري‌ كندكجا بنده‌ پرهيزكاري‌ كند
و اعتماد بر كمال‌ و دانش‌ خويش‌ هم‌ بلاهت‌ و ناداني‌:
تو اعتماد مكن‌ بر كمال‌ و دانش‌ خويش‌كه‌ كوه‌ قاف‌ شوي‌ زود در هوات‌ كنند

قرآن‌ آيين‌نامة‌ بندگي‌
قرآن‌ كريم‌ آحاد انسانها را به‌ توحيد در همة‌ جنبه‌ها و ابعادش‌ فرامي‌خواند، توحيد درعبادت‌، توحيد در استعانت‌: «اِيّاك‌َ نَعبُدُ وَ اِيّاك‌َ نَستَعين‌ُ» و جوهرة‌ معرفت‌ توحيدي‌ كه‌مركّب‌ از توحيد در ذات‌ و توحيد در صفات‌ و توحيد در افعال‌ است‌، توحيد عبادي‌ يعني‌بندگي‌ است‌ كه‌ باز هم‌، با تأسف‌ فراوان‌، بايد گفت‌ كه‌ بيشتر مدعيان‌ ايمان‌ مشرك‌اند وخود نمي‌دانند: «وَ مايُؤمِن‌ُ اَكثَرُهُم‌ بِاللهِ اِلاّ وَ هُم‌ مُشرِكون‌َ»؛ و چنان‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ آمد، دراين‌ راه‌ عبوديت‌ و توحيد جز با تبعيت‌ و همراهي‌ و همدلي‌ تقربي‌ حاصل‌ نمي‌شود كه‌:«اِن‌َّ اَولَي‌ النّاس‌ِ بِاِبراهيم‌َ لَلَّذين‌َ اتَّبَعوه‌ُ.»

پيامبر اعظم ‌(ص) قرآن‌ مُجَسَّم‌
در سالي‌ كه‌ به‌ تدبير رهبر حكيم‌ و آگاهمان‌ به‌ سال‌ پيامبر اعظم‌(ص) نام‌ گرفته‌ است‌:«امروز درس‌ پيغمبر اسلام‌ براي‌ امتش‌ و براي‌ همة‌ بشريت‌ درس‌ عالِم‌شدن‌، قوي‌شدن‌،درس‌ اخلاِ و كرامت‌، درس‌ رحمت‌، درس‌ جهاد و عزت‌ و درس‌ مقاومت‌ است‌، پس‌نام‌ امسال‌ به‌ طور طبيعي‌ نام‌ مبارك‌ پيامبر اعظم‌ است‌. در ساية‌ اين‌ نام‌ و اين‌ ياد ملت‌ مادرسهاي‌ پيغمبر را بايد مرور كند و آنها را به‌ درسهاي‌ زندگي‌ و برنامه‌هاي‌ جاري‌ خودتبديل‌ كند.»
و از آنجا كه‌ به‌ تعبير يكي‌ از همسران‌ پيامبر(ص) كه‌ در توصيف‌ رسول‌ خدا(ص) گفته‌:«كان‌َ خُلقُه‌ُ القُران‌َ» رفتار پيامبر(ص) رفتار قرآني‌، و رفتار قرآني‌ رفتار پيامبر(ص) است‌، چراكه‌ «اِن‌َّ القران‌َ جاءَ بِاَحسَن‌ِ اَخلاِِ النّاس‌» و پيامبر(ص) هم‌ «اَحسَن‌ُ النّاس‌ خُلقاً» است‌. ازاين‌ رو، چون‌ تبيين‌ رفتارهاي‌ قرآني‌ در ابعاد مختلف‌ با اولويت‌ و مناسب‌ مي‌نمود، بر آن‌شديم‌ تا با توسل‌ به‌ آيات‌ مبارك‌ و هدايت‌بخش‌ قرآن‌ و توسل‌ به‌ آن‌ وجود شريف‌ِ عالم‌وجود «رفتارهاي‌ قرآني‌» را كه‌ بيانگر «آيين‌ زيستن‌» و «مهارتهاي‌ زندگي‌» و «قوانين‌ معاشرت‌» و «چگونه‌ بودن‌» است‌ و «رفتار معيار انسان‌ِ قرآن‌» را كه‌ «آيين‌ رستگاري‌»است‌ و ساماندهي‌ اجتماعي‌ انسان‌ را به‌ همراه‌ دارد، در مكتب‌ قرآن‌ و به‌ تعليم‌رسول‌الله(ص) به‌ شاگردي‌ بنشينيم‌ و از خدايش‌ توفيق‌ عمل‌ خواهيم‌ كه‌ «حيات‌ طيّبة‌» مادر گرو پيمودن‌ اين‌ راه‌ است‌ و عمل‌ به‌ «آيين‌ زندگي‌»، كه‌ همان‌ «آيين‌ بندگي‌» است‌. پس‌بياييم‌ «اين گونه‌ باشيم»: «مَن‌ عَمِل‌َ صالِحاً مِن‌ ذَكَرٍ اَو اُنثي‌' وَ هُوَ مُؤمِن‌ٌ فَلَنُحيِيَنَّه‌ُ حَيو'ة‌ً طَيِّبَة‌ً.»

رفتارهاي‌ قرآني‌، آيين‌ بندگي‌ و ابواب‌ و فصول‌ كتاب‌
اينكه‌ گفتيم‌ رفتارها در ابعاد مختلف‌، اين‌ به‌ مقتضاي‌ كلمة‌ مقدس‌ ايمان‌ به‌ خداوند است‌كه‌ فرمود صادِ راستگوي‌ آل‌ محمد(ص): «الايمان‌ُ بِاللهِ الَّذي‌ لااِلـ'ه‌َ اِلاّ هُو اَعلَي‌ الاَعمال‌ِدَرَجة‌ً و اَشرَفُها مَنزِلَة‌ً وَ اَسناها حَظّاً». از حضرتش‌ پرسيد ايمان‌ چيست‌: «أَ قَول‌ٌ هُوَ وَ عَمل‌ٌاَم‌ قَول‌ٌ بِلا عَمَل‌ٍ؟» حضرت‌ در پاسخش‌ فرمودند: «الايمان‌ُ عَمَل‌ٌ كُلُّه‌ُ وَ القَول‌ُ بَعض‌ ذ'لِك‌َالعَمَل‌ِ»؛ و بعد از آنكه‌ فرمودند ايمان‌ حالات‌ و درجات‌ و طبقات‌ و منازلي‌ دارد كه‌ برخي‌از آن‌ تام‌ّ و برخي‌ ناقص‌ و برخي‌ راجح‌ است‌، در تبيين‌ اين‌ كلام‌ فرمودند: خداوند تبارك‌ وتعالي‌ ايمان‌ را بر تمامي‌ جوارح‌ بني‌آدم‌ واجب‌ و بر آنها تقسيم‌ كرد، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ «فَلَيس‌َمِن‌ جَوارِحِه‌ جارِحَة‌ٌ اِلاّ وُكِّلَت‌ مِن‌َ الايمان‌ِ بِغَير ما وُكِّلَت‌ بِه‌ِ أُختُها». اهم‌ّ اين‌ جوارح‌ عبارت‌انداز قلب‌ كه‌ مركز تعقل‌ و تفقه‌ و فهم‌ است‌ و اميري‌ براي‌ بدن‌ است‌ و آنچه‌ از ساير جوارح‌صادر مي‌شود با رأي‌ و نظر اوست‌. ديگري‌ چشمهاست‌ كه‌ ديدنيها با آن‌ ديده‌ مي‌شوند؛گوشهاست‌ كه‌ شنيدنيها را مي‌شنوند؛ دستهاست‌ كه‌ با آن‌ مي‌گيرند و پاهاست‌ كه‌ با آن‌ راه‌مي‌روند؛ فرج‌ است‌ كه‌ نيروي‌ باه‌ از اوست‌؛ زبان‌ است‌ كه‌ با آن‌ نطق‌ مي‌كنند؛ و سر است‌كه‌ در آن صورت‌ قرار دارد. آنگاه‌ براي‌ تأكيد بيشتر مجدداً فرمود: «فَلَيس‌َ مِن‌ هذِه‌ جارِحَة‌ٌاِلاّ وَ قَد وُكِّلَت‌ مِن‌َ الايمان‌ِ بِغَير ما وُكِّلَت‌ بِه‌ِ اُختُها بِفَرض‌ٍ مِن‌َ اللهِ تَبارَك‌َ اسمُه‌ُ يَنطِق‌ُ بِه‌ِ الكتاب‌ُلَها وَ يَشهَدُ بِه‌ِ عَلَيها.» پس‌ از اين‌، حضرتش‌ با آيات‌ قرآن‌ به‌ تبيين‌ هر يك‌ از فرايض‌جوارح‌ مي‌پردازند.»
اين‌ بود آنچه‌ سبب‌ شد تا ما فصل‌ رفتارهاي‌ كتاب‌ حاضر را به‌ هفت‌ بخش‌ِ رفتارهاي‌گفتاري‌، رفتارهاي‌ شنيداري‌، رفتارهاي‌ ديداري‌، شئون‌ ظاهري‌، تعاملات‌ اجتماعي‌،رفتارهاي‌ عقلي‌ و فكري‌، و رفتارهاي‌ روحي‌ و قلبي‌ تقسيم‌ كرديم‌؛ و پيش‌ از اين‌ فصل‌،دو فصل‌ ديگر قرار داديم‌: «معارف‌ رفتاري‌»، يعني‌ آنچه‌ بايد مربوط‌ به‌ رفتارهايمان‌بدانيم‌؛ «اصول‌ رفتاري‌»، يعني‌ آنچه‌ بايد بر تمامي‌ رفتارها حاكم‌ باشد، صرف‌ نظر ازاينكه‌ از چه‌ عضوي‌ صادر مي‌شود و اينكه‌ فردي‌ يا جمعي‌، عبادي‌ و معنوي‌ يا مادّي‌ ودنيايي‌ است‌.

نكاتي‌ دربارة‌ كتاب‌ هشتم‌ و طرح‌ چندرسانه‌اي‌ و چندمنظورة‌ آيه‌هاي‌ زندگي‌
1) رسانة‌ ملي‌ صدا و سيما، به‌ عنوان‌ تريبون‌ رسمي‌ نظام‌، براي‌ اجرايي‌ كردن‌سياست‌گزاريهاي‌ كلان‌ كشور و با در نظر گرفتن‌ افق‌ رسانه‌ كه‌ مأموريت‌ رسانة‌ ملي‌ راهدايت‌ فرهنگي‌ جامعه‌ قرار داده‌ و نيز به‌ منظور همراهي‌ با سال‌ پيامبر اعظم‌(ص) به‌خوبي‌ به‌ اين‌ حركت‌ پيوست‌ و شبكه‌هاي‌ راديويي‌ پيام‌ و ورزش‌ و شبكة‌ قرآن‌ و معارف‌ و سايت‌ راديو قرآن‌ و شبكة‌ تله‌تكست‌ سيما و روزنامه‌هاي‌ جام‌ جم‌ و قدس‌ و باشگاه‌خبرنگاران‌ جوان‌، با محوريت‌ شبكة‌ راديويي‌ قرآن‌، از ابتداي‌ تابستان‌ سال‌ جاري‌168موضوع‌ اين‌ مرحله‌ را تحت‌ پوشش‌ رسانه‌اي‌ خود قرار دادند، كه‌ بجاست‌ از همة‌آن‌ عزيزان‌ و قرآن‌دوستان‌ و مسئولان‌ و مديران‌ شبكه‌هاي‌ مختلف‌ صدا و سيما، فعالان‌ ومروجان‌ پيامهاي‌ آيه‌هاي‌ِ زندگي‌بخش‌ قرآن‌ كريم‌ سپاس‌گزاري‌ كنيم‌ و «فَلَهُم‌ اَجرُهُم‌ عِندَرَبِّهِم‌» و «اِن‌َّ اللهَ لايُضيع‌ُ اَجرَ المُحسِنين‌َ».
2) بجاست‌ تا سلام‌ و درودي‌ به‌ روح‌ بلند و ملكوتي‌ امام‌ راحل‌ عظيم‌الشأن‌ نثار كنيم‌،همو كه‌ با انقلاب‌ الهي‌اش‌ اين‌ راه‌ را براي‌ ما گشود كه‌ «مَن‌ يَشفَع‌ شَفاعَة‌ً حَسَنَة‌ً يَكُن‌ لَه‌ُنَصيب‌ٌ مِنها» و براي‌ خلف‌ صالح‌ او، مقام‌ عظماي‌ ولايت‌ فقيه‌ِ جامعة‌ اسلامي‌ حضرت‌آيت‌اللّه‌ العظمي‌ خامنه‌اي‌ دامت‌ بركاته‌، كه‌ به‌ زيبايي‌ و كمال‌ پيش‌برندة‌ اين‌ راه‌ مقدس‌انددوام‌ توفيقات‌ و نصرت‌ بيش‌ از پيش‌ الهي‌ را آرزو داريم‌ كه‌ «اِن‌ تَنصُرُوا اللهَ يَنصُركُم‌ وَ يُثَبِّت‌اَقدامَكُم‌».
3) هدف‌ از تأليف‌ كتاب‌ هشتم‌، بيان‌ رفتارهاي‌ قرآني‌ و مسائل‌ اخلاقي‌ بوده‌ است‌، آن‌هم‌ در قالبي‌ نو و تازه‌ از آيات‌ قرآن‌ كريم‌ كه‌ در آن‌، رفتارها بر اساس‌ مصدر صدورِ آن‌فعل‌ تقسيم‌بندي‌ شده‌ و، چنان‌ كه‌ گذشت‌، دو فصل‌ «معارف‌ رفتاري‌» و «اصول‌ رفتاري‌»نيز به‌ منزلة‌ مقدمه‌ و پيش‌نياز رفتارها مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌؛ و چون‌ بحثي‌ كاملاًكاربردي‌ و مبتلابه‌ بوده‌ است‌، براي‌ ماندگاري‌ مفاهيم‌ بلند قرآن‌ كريم‌ از زبان‌ شعر واشعار پارسي‌گويان‌ نيز استفاة‌ بيشتري‌ شده‌ است‌.
4) مجموعة‌ هشتم‌ آيه‌هاي‌ زندگي‌ صبغة‌ اخلاقي‌ دارد، از اين‌ رو به‌ جنبه‌هاي‌ اخلاقي‌رفتار انسان‌ پرداخته‌ شده‌ است‌ و اين‌ به‌ معناي‌ غفلت‌ از ساير جنبه‌هاي‌ رفتاري‌، مانندرفتارهاي‌ سياسي‌ نيست‌، چرا كه‌ در هر نوبت‌ گرايشي‌ براي‌ موضوعات‌ در نظر گرفته‌مي‌شود. در نوبت‌ هفتم‌، گرايش‌ سياسي‌ و حكومتي‌ بود و در اين‌ نوبت‌، اخلاِ عمومي‌قرآني‌ انتخاب‌ شده‌ است‌.
5) چنانچه‌ پيش‌ از اين‌ در مجلدات‌ قبلي‌ نيز يادآور شديم‌، اين‌ كتاب‌ْ پژوهشي‌كاربردي‌ و حلقة‌ تكميل‌كنندة‌ برنامة‌ چندرسانه‌اي‌ آيه‌هاي‌ زندگي‌ است‌ كه‌ خصوصاً درعنوان‌سازي‌ و انتخاب‌ آيات‌ اين‌ مسئلة‌ كاملاً لحاظ‌ شده‌ و جنبة‌ رسانه‌اي‌، خاصه‌راديويي‌اش‌، بر ساير وجوه‌ آن‌ غالب‌ است‌. و به‌ حق‌ كه‌ اين‌ طرح‌ قرآني‌ براي‌ هميشه‌وامدار اين‌ رسانة‌ قرآني‌ و اين‌ فرصت‌ نوراني‌ است‌. در شرح‌ و تفسير آيات‌ نيز اين‌تناسب‌ رعايت‌ شده‌ است‌.
6) از همة‌ استادان‌ و فضلايي‌ كه‌ در انتخاب‌ موضوعات‌ و تدوين‌ و تصحيح‌ كتاب‌، اين‌حقير را با دعاي‌ خير و تشويق‌ و مشاوره‌هاي‌ سودمند خود ياري‌ فرمودند كمال‌ تشكر وامتنان‌ را دارم‌ و نيز از خانوادة‌ قرآن‌دوستم‌ كه‌ پيوسته‌ و هوشمندانه‌ يار و همراهم‌ بودند.
7) نظر به‌ اينكه‌ پايان‌ نگارش‌ كتاب‌، كه‌ همين‌ بخش‌ پيش‌گفتار آن‌ بود، در روز دهم‌ماه‌ ميهماني‌ خدا، رمضان‌المبارك‌، اتفاق ِ افتاد و اين‌ روز مصادف‌ است‌ با سالروز وفات‌حضرت‌ خديجة‌ كبري‌ زوجة‌ المصطفي‌ و ام‌ّ الزّهراء3، آن‌ هم‌ در سال‌ پيامبر اعظم‌(ص)،بسيار مناسب‌ و بجاست‌ كه‌ اين‌ مكتوب‌ قرآني‌ را به‌ روح‌ نوراني‌ و گرامي‌ آن‌ مادر عزيزامت‌ هديه‌ كنم‌ و از جميع‌ خواهران‌ و برادران‌ ايماني‌ و خوانندگان‌ گرامي‌ نيز بخواهم‌ كه‌ثواب‌ قرائت‌ اين‌ كتاب‌ را به‌ روح‌ آن‌ عزيزِ پيامبر(ص) هديه‌ كنند و اين‌ زيارت‌ را بخوانند:

«السَّلام‌ُ عَليك‌ِ يا اُم‌َّ المُؤمِنين‌َ السَّلام‌َ عَليك‌ِ يا زَوجَة‌َ سَيِّدِ المُرسَلين‌َ السَّلام‌ُعَليك‌ِ يا اُم‌َّ الزَّهراءِ سَيِّدَة‌ِ النِّساءِ العالَمين‌َ السَّلام‌ُ عَليك‌ِ يا اَوَّل‌َ المُؤمنات‌ِ السَّلام‌ُعَليك‌ِ يا مَن‌ اَنفَقَت‌ مالَها في‌ نُصرَة‌ِ سَيِّدِ الانبياءِ وَ نَصَرَته‌ُ مَا استَطاعَت‌ وَ دافَعَت‌عَنه‌ُ الاعداءَ السَّلام‌ُ عَليك‌ِ يا مَن‌ سَلَّم‌َ عَلَيها جَبرَئيل‌ُ وَ بَلَّغَها السَّلام‌َ مِن‌َ اللهِ الجَليل‌ِفَهَنيأً لَك‌ِ بِما اَولاك‌ِ اللهُ مِن‌ فَضل‌ٍ وَ السَّلام‌ُ عَليك‌ِ و رَحمَة‌ُ اللهِ وَ بَركاتُه‌ُ.»
* * *
8) و در پايان‌، با دستي‌ خالي‌ از حسنات‌ و باري‌ سنگين‌ از سيّئات‌، با اعتذار واستغفار و التجا به‌ درگاه‌ آن‌ آمال‌ عارفان‌، عرضه‌ مي‌دارم‌:
يارب‌ به‌ فضل‌ خويش‌ گناهان‌ ما ببخش‌از توست‌ جمله‌ بخشش‌ و از ما خطا ببخش‌
هرچند نيستيم‌ سزاوار بخششت‌ما را به‌ روي‌ شاه‌ رسل‌ مصطفي‌ ببخش‌
ما در طريق‌ بندگي‌ات‌ گر پياده‌ايم‌ما را به‌ شهسوار عرب‌ مرتضي‌ ببخش‌
جز سوختن‌ اگرچه‌ نباشد سزاي‌ مااما به‌ سوز سينة‌ خيرالنسا ببخش‌
ما را كه‌ خسته‌ است‌ به‌ الماس‌ غم‌ جگراز بهر خاطر حسن‌ مجتبي‌ ببخش‌
ما مجرمان‌ كه‌ تشنه‌لب‌ آب‌ رحمتيم‌ما را به‌ شاه‌ تشنه‌لب‌ كربلا ببخش‌
يارب‌ به‌ آه‌ و نالة‌ سجّاد و درد اوكز درد بي‌غمي‌ همگي‌ را دوا ببخش‌
در دوستي‌ باقر و جعفر چو صادقيم‌ما را به‌ آن‌ دو پيشرو اوليا ببخش‌
اين‌ نامه‌ها به‌ گرية‌ كاظم‌ بشو ز جرم‌اين‌ جهلها به‌ دانش‌ و علم‌ رضا ببخش‌
بر دامن‌ تقي‌ و نقي‌ دست‌ ما ببين‌ما را به‌ آن‌ دو سرور اهل‌ سخا ببخش‌
از عسكري‌ست‌ عاقبت‌ كار ما حسن‌زين‌ حسن‌ اعتقاد بديهاي‌ ما ببخش‌
شد ز انتظار صاحب‌ ما چشم‌ ما سفيدما را به‌ درد دوري‌ آن‌ مقتدا ببخش‌
زين‌ چهارده‌ بس‌ است‌ يكي‌ بهر عالمي‌ما را براي‌ خاطر هر يك‌ جدا ببخش‌
وَالسَّلام‌ُ عَلَينا وَ عَلي‌' عِبادالله الصّالِحين‌

حسين‌ اسكندري‌
تهران‌
مهر 1385
رمضان‌المبارك‌ 1427


 
معارف رفتاري
اصول رفتاري
رفتارها